مرتضى مطهرى

101

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گفته‌اند بنابراين در آنجايى كه پاى اراده و انتخاب و اختيار [ به ميان ] مىآيد ( مثل كارهاى بشر ، بلكه كارهاى دنيا هم چون به انتخاب و ارادهء الهى صورت مىگيرد ) امكان پيش‌بينى نيست . اين حرف مهمل زمينه‌اى به دست ماديون داده است كه تا حدودى كه بتوانند مسألهء پيش‌بينى را در دنيا مسلّم كنند و مسألهء اراده و دخالت اراده و اختيار و انتخاب را بالنتيجه نفى كنند ، در صورتى كه اينها اصلا با همديگر ربط ندارد . قانون علّيت يك قانون عمومى است كه سراسر هستى را فرا گرفته است و اساسا محال است كه موجودى از اين قانون خارج باشد ، مىخواهد آن موجود مختار باشد يا [ نباشد ] . حالا چه جور امكان اين قضيه هست كه يك موجود ، هم مختار باشد هم تحت تأثير قانون علت و معلول و قانون جبر علّى و معلولى ، مسألهء جبر و اختيار است كه الآن مطرح نيست و اگر لازم باشد در خلال همين مباحث توحيد ، جبر و اختيار را طرح مىكنيم . به هر حال فرضا ما نتوانيم مسألهء اختيار را در مقابل مسألهء جبر ، اختيار داشتن بشر را در مقابل مجبور بودن اثبات كنيم ، اين را نمىتوانيم انكار كنيم و اين انكارپذير نيست . بنابراين ، اين قضيه كه اگر ما موضوع دترمينيسم را در كار آورديم خود به خود مسألهء اراده و انتخاب از ميان مىرود ، به هيچ وجه از ميان نمىرود . صحبت در اين است ، منتها يك چيز ديگر هست و آن اين است كه - آقاى مهندس . . . در ضمن بيانشان اشاره كردند - ماديين در لابلاى حرفهايشان يك چيزى هم اضافه مىكنند ، وقتى مىگويند علت ، همان علت تامّه ، بعد مىگويند علت تامّه كه جز همين امور مادى چيز ديگرى نيست . خوب ، بحث در اين است كه علتهايى كه دخالت دارند ، آيا تنها همين علتهاى مادى است يا علت ديگرى هم دخالت دارد ؟ يعنى عاملهايى كه در اين قضيه دخالت دارند ، آيا اين عاملها همين عاملهايى است كه ما به صورت عاملهاى مادى نشان مىدهيم با وضع كارشان يا يك عامل ديگرى را هم در اين نظم علّيت حتما بايد دخالت بدهيم ، يعنى اينها جزء علت‌اند نه تمام علت ؟ بحث در اين نيست كه قانون علّيت هست يا نيست ، بحث در اين هم نيست كه آيا جبر علّى و معلولى ، ضرورت علّى و معلولى در كار هست يا نيست ، و بحث در اين هم نيست كه علل يكسان معلول يكسان به وجود مىآورند يا به وجود نمىآورند ، بحث در عاملهايى است كه دخالت دارد . آيا مجموع عاملهايى كه دخالت دارد چندتاست ؟ به اصطلاح منطقيين آن وقت بحث ما با ماديين بحث صغروى مىشود ، نه بحث كبروى ، يعنى روى آن اصل كلى ما با آنها